تاثیرات مثبت ازدواج بر آقــــایــــان

 

 

قبل از ازدواج : خوابيدن تا لنگ ظهر

بعد از ازدواج : بيدار شدن زودتر از خورشيد

نتيجه اخلاقي : سحر خيز شدن

 قبل از ازدواج : رفتن به سفر بي اجازه

بعد از ازدواج : رفتن به حياط با اجازه

نتيجه اخلاقي : با ادب شدن

 قبل از ازدواج : خوردن بهترين غذاها بي منت

بعد از ازدواج : خوردن غذا هاي سوخته با منت

نتيجه اخلاقي : متواضع شدن

 قبل از ازدواج : استراحت مطلق بي جر و بحث

بعد از ازدواج : كار كردن در شرايط سخت

نتيجه اخلاقي : ورزيده شدن

 قبل از ازدواج : رفتن به اماكن تفريحي

بعد از ازدواج : سر زدن به فاميل خانوم

نتيجه اخلاقي : صله رحم

 

وقتی دیگران درکتون نمی کنن

با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء 5-6 ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم .یکم که گذشت دیدم توشکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم

دستشویی. خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره

رفتم...سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.اینبار خیلی خودمو نگه

داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو

مسخره کردی...رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته

چی بود؟گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه

میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.خیلی به ذهنم فشار آوردم

بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟گف بله و یکی

داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره

دستمو رد کنین.خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول

نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به

خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت...! بعد منو صدا کرد جلو گفت

این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو

داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع

نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم!

     نتیجه اخلاقی : وقتی دیگران درکتون نمی کنند ، یه کاری کنید درکتون کنند